قرائت اول - سال زوج هوشع نبي ۲/ ۱۴-17 و 19-21
(تو را تا به ابد نامزد خود خواهم ساخت.)
بخشي از كتاب هوشع نبي
خداوند اینچنین می¬گوید: اينك او را فريفته، به بيابان خواهم آورد و سخنان دلاويز به او خواهم گفت. و تاكستان¬هايش را از آنجا به وي خواهم داد و وادي عَخور را به دروازه اميد (مبدل خواهم ساخت) و در آنجا مانند ايام جوانياش و مثل روز بيرون آمدنش از زمين مصر خواهد سراييد. و خداوند ميگويد كه «در آن روز مرا ايشي (يعني شوهر من) خواهد خواند و ديگر مرا بَعلي نخواهد گفت. تو را تا به ابد نامزد خود خواهم ساخت و تو را به عدالت و انصاف و رأفت و رحمانيت نامزد خود خواهم گردانيد. و چون تو را به امانت نامزد خود ساختم آنگاه يهوه را خواهي شناخت.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 145
- وفاداری محبتت را تا به ابد خواهم سرود.
تمامي روز تو را متبارك ميخوانم،
و نام تو را حمد ميگويم تا ابدالاباد.
خداوند عظيم است و بينهايت ممدوح.
و عظمت او را کاوش نتوان كرد.
- وفاداری محبتت را تا به ابد خواهم سرود.
طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبيح ميخوانند
و كارهاي عظيم تو را بيان خواهند نمود.
در مجد جليل كبريايي تو
و در كارهاي عجيب تو تفكر خواهم نمود.
- وفاداری محبتت را تا به ابد خواهم سرود.
در قوّت كارهاي مهيب تو سخن خواهند گفت.
و من عظمت تو را بيان خواهم نمود.
و يادگاري كثرت احسان تو را حكايت خواهند كرد.
و عدالت تو را خواهند سراييد.
- وفاداری محبتت را تا به ابد خواهم سرود.
خداوند كريم و رحيم است
و دير غضب و كثيرالاحسان.
خداوند براي همگان نيكو است.
و رحمتهاي وي بر همه اعمال وي است.
- وفاداری محبتت را تا به ابد خواهم سرود.
سرود قبل از انجيل دوم تيموتاؤس ۱/ ۱۰
هللويا- منجي ما مسيح عيسي آشكار گرديده است، او كه مرگ را نابود نمود
و حيات و جاودانگي را توسط انجيل درخشان ساخت. - هللويا.
انجيل متي ۹/ ۱۸-26
(دخترم هماكنون مرده است، ولي بيا و دست خود را بر او بگذار و او زنده خواهد شد.)
بخشي از انجيل متي - درود بر تو اي خداوند.
در آن ایام، در حاليكه عیسی هنوز سخن ميگفت، يكي از رؤسا آمده در مقابل او تعظيم نمود و گفت: "دخترم هماكنون مرده است، ولي بيا و دست خود را بر او بگذار و او زنده خواهد شد". عيسي برخاست و با شاگردانش به دنبال او رفت. آنگاه زني كه براي مدت دوازده سال مبتلا به خونريزي بود، از پشت سر او آمد و دامن ردايش را لمس نمود زيرا پيش خود گفته بود: "اگر فقط ردايش را لمس كنم شفا خواهم يافت". عيسي برگشته، او را ديد و گفت: "شجاع باش، دخترم. ايمانت تو را شفا داده است". و از همان لحظه شفا يافت. هنگاميكه عيسي به خانه رئيس رسيد و نوحهگران و جمعيت مضطرب را ديد، گفت: از اينجا بيرون برويد، اين دختر نمرده بلكه خواب است". و ايشان به او خنديدند. ولي هنگاميكه مردم بيرون رفتند، وي داخل شد و دست دختر را گرفت و او برخاست. خبر اين واقعه در سراسر آن ناحيه پخش شد.
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
قرائت انجيل امروز از ايمان شگفت و زيباي دو شخص صحبت ميكند كه بخاطر همين ايمان، اعمال شگفت خدا را در زندگي خود تجربه ميكنند. مورد اول ايمان يك رئيس كنيسه است كه نزد عيسي ميآيد و با فروتني او را پرستش نموده ميگويد: "اكنون دختر من مرده است، ليكن بيا و دست خود را بر وي بگذار كه زيست خواهد كرد."
مورد دوم ايمان يك زن مبتلا به خونريزي است كه چون طبق شريعت يهود بخاطربيمارياش ناپاك تلقي ميشد، آنقدر متواضع است كه جرأت نميكند علناً از عيسي تقاضاي شفا نمايد. او به خود ميگويد: "اگر محض راديش را لمس كنم شفا مييابم."
در هر دو مورد، عيسي كه براي عطاي شفاي خود چيزي جز قلبي فروتن و سرشار از ايمان نميخواهد، ايمان شگفت اين دو شخص را پاداش ميدهد.
٭ براي عيسي هر انسان ارزشي مطلق دارد كه بس مهمتر از آداب و رسوم انساني و حتي مقررات شرعي است. چه آداب و رسوم و يا طرز فكر غلطي موجب ميشود كه ما از بعضي انسانها فاصله بگيريم و آنها را در شأن خود ندانيم؟
٭ با اينكه عيسي حضوري مرئي بين ما ندارد، آيا ايمان داريم كه او در كلام زندهاش، و در رازهاي كليسا به گونهاي واقعي حاضر است و چنانچه با فروتني و ايمان از اين وسايل فيض استفاده كنيم، ما نيز ميتوانيم "رداي" او را لمس كنيم و از شفاي او بهره مند شويم؟