ترزاي آويلا، باكره و عالم كليسا
ترزا به سال 1515 در شهري به نام آويلا، واقع در اسپانيا به دنيا آمد و زماني كه دختر بچهاي بيش نبود، روزي به همراه برادرش از خانه فرار كرد، به اميد اينكه به آفريقاي شمالي رود و در راه مسيح به شهادت رسد! اما اين آرزوي كودكانه تحقق نيافت زيرا عموي آنها در همان روز آنان را يافت و به خانه باز آورد. اين عمل بچگانه از همان ابتدا نمايانگر شخصيت زني بود كه با لطافت طبع، تعاليم روحاني و ماجراهاي شگفتانگيز خود به عنوان مؤسس ديرهاي بسيار، كليسا را مسرور ساخته است. او در پانزده سالگي مادرش را از دست داد و بيست ساله بود كه عليرغم مخالفت شديد پدرش، وارد دير كارمليتهاي شهر خود شد. او شخصي بسيار با استعداد، پرمحبت، شجاع و فعال بود و به زودي دوستان بسياري مجذوب حكمت و شوخطبعي اوشده، به دور وي جمع شدند. عشق شديد او به خداوند، باعث شد كه در دعا و تعمق روحاني كه بخش عظيمي از زندگي او را تشكيل ميداد، چنان رشد كند كه نوشتههاي او در اين مورد، تا به امروز، الهامگر افراد بي شماري شده و در ميان آثار روحاني معروف جهان مسيحيت است.
عليرغم وخامت وضع سلامتي و طرز زندگي راهبههاي كارمليت كه بيشتر وقتشان صرف دعا و تعمق روحاني ميشود، او تحت هدايت يكي از راهنمايان روحاني خود كه حضرت پيتر آلكانتارا نام داشت به اصلاح انجمن خود پرداخت تا نحوه زندگي راهبههاي كارمليت، به كمال مطلوب اوليه خود بازگردد و اين چنين به فعاليت و مسافرت پرداخته، چند دير جديد تأسيس نمود. او همچنين توسط رؤساي انجمن اجازه يافت كه علاوه بر تأسيس ديرهاي اصلاح شده براي زنان، با كمك حضرت يوحناي صليب شعبه اصلاح شدهاي نيز براي مردان تأسيس نمايد. اين اصلاحات او باعث برخاستن مخالفتهائي عليه وي شد، به طوري كه او در اين راه رنج بسياري متحمل گشت و روزي شكايت نمود كه زندگيش همچون "شب سختي در يك مسافرخانه بد" ميباشد.
نوشته ها و تعاليم او در مورد دعا و رشد روحاني از چنان غنائي برخوردار است كه وي نخستين زني است كه در كليسا عنوان "عالم" را دريافت نموده. ترزا در سال 1582 درگذشت. ميگويند بهنگام دريافت آخرين قرباني مقدس، با شادماني بسيار گفته است: "زمان ملاقات ما فرارسيده، اي محبوب من، اي خداوند من."
* يكي از گفتههاي معروف حضرت ترزا اين است كه "خدا ما را از مقدسين افسرده چهره حفظ نمايد!" او از حزن و اندوه نفرت داشت و همواره روح شادي و خوش خلقي در او درخشان بود. عليرغم رنج¬ها و مشكلاتش، شوخطبعي خود را حفظ ميكرد و نوشتههايش با وجود عمق روحاني، سرشار از نشاط و زندهدلي است. از خداوند بخواهيم كه ما نيز مثل حضرت ترزا، از طريق دعا در صميميت با خداوند رشد نمائيم و با وجود تمام مشكلات زندگي قادر باشيم از هر نوع افسردگي و منفيگرائي به دور بوده، با روحيه و خلقي شاد زندگي كنيم و به قدرت خدايي كه بر همه مشكلات اين جهان پيروز است، شهادت دهيم.
ز چيزي هراسان مباش
ز چيزي در غم مباش
همه چيز فاني است
تنها خدا باقي است
با صبر هر چيز بدست آري
خدا را اگر در قلب داري
فاقد هيچ چيز نميباشي
عشقش ترا كافي است (ترزاي آويلا)
قرائت اول - سال زوج افسسيان 1/1-10
بخشي از رساله پولس رسول به افسسيان
پولس، رسول مسيح عيسي به اراده خدا، خطاب به مقدسين و ايمانداران به مسيح عيسي، فيض و آرامش از جانب خدا، پدر ما و از جانب خداوند عيساي مسيح با شما باد! خدا و پدر خداوند ما عيساي مسيح متبارك باد كه ما را در مكانهاي آسماني، در مسيح با هر بركت روحاني متبارك ساخته است. اينچنين او ما را پيش از بنياد جهان در وي برگزيد تا در حضور او در محبت، مقدس و بي عيب باشيم و ما را از پيش مقرر نمود كه بر حسب خوشنودي اراده اش توسط عيساي مسيح پسر خواندگان او باشيم، جهت ستايش جلال فيضش كه ما را در آن پسر محبوب خود از آن مستفيض گردانيد. در اوست كه توسط خونش بخشايش گناهان را بر حسب ثروت فيض او يافته ايم كه آن را در كمال حكمت و بصيرت به وفور به ما عطا كرده است و راز ارادهاش را كه بر حسب خوشنودي خويش در خود عزم نموده بود، به ما شناسانيد، تا در كمال زمانها آن را بجا آورد: يعني اينكه همه چيز را خواه آنچه در آسمان است و خواه آنچه بر زمين است در مسيح گرد آورد.
اين است سخن خدا. - خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 98
براي خداوند سرود تازه بسراييد
زيرا كارهاي عجيب كرده است.
دست راست و بازوي قدّوس او،
او را مظّفر ساخته است.
خداوند نجات خود را اعلام نموده،
و عدالتش را به نظر امّتها مكشوف كرده است.
رحمت و امانت خود را
با خاندان اسرائيل به ياد آورد.
همه اقصاي زمين
نجات خداي ما را ديدهاند.
اي تمامي زمين، خداوند را آواز شادماني دهيد.
بانگ زنيد و ترنّم نماييد و بسراييد.
سرود قبل از انجيل مزمور ۹۵/ ۷, 8 و9
هللويا- امروز كاش آواز او را ميشنيديد!
دل خود را سخت مسازيد، چون اجداد شما - هللويا.
انجيل لوقا 11/ 47-54
بخشي از انجيل لوقا - درود بر تو اي خداوند.
واي برشما كه مقبرههاي پيامبران را بنا ميكنيد، حال آنكه پدرانتان آنان را كشتند. اين چنين شما بر اعمال پدرانتان شهادت ميدهيد و آنان را تائيد ميكنيد، زيرا آنان پيامبران را كشتند و شما مقبره هايشان را بنا ميكنيد. از اينرو است كه حكمت خدا گفته است: "براي ايشان پيامبران و رسولاني خواهم فرستاد. برخي را خواهند كشت و بر برخي جفا خواهند كرد". تا از اين نسل براي خون تمام پيامبراني كه از پيدايش عالم ريخته شده است، بازخواست شود، از خون هابيل تا خون زكريا كه در ميان قربانگاه و قدس معبد بقتل رسيد. آري، به شما ميگويم كه از اين نسل براي آن بازخواست خواهد شد. واي بر شما اي علماي شريعت كه كليد معرفت را برداشته ايد. شما خود به داخل نرفتيد و ديگران را كه قصد ورود داشتند مانع گشته ايد ". چون از آنجا خارج شد، كاتبان و فريسيان به شدت با وي بناي خصومت گذاردند و سعي داشتند او را وادار نمايند كه در امور بسياري سخن بگويد و در كمين بودند تا وي را با سخنان خودش به دام اندازند.
اين است سخن خدا. - ستايش بر تو، اي مسيح.
تعمق
در عهد عتيق، خداوند از طريق پيامبران و در عهد جديد، از طريق عيسي با انسانها سخن ميگويد، اما آناني كه بخاطر دانش خود دچار تكبر ميشوند و در سختي قلبشان نميخواهند افكار و رفتار خود را با الهام از تعاليم فرستادگان خدا تغيير دهند و از رياكاري خود دست بردارند، نه تنها گوش خود را به روي نداي حقيقت ميبندند، بلكه سعي ميكنند از طريق مبارزه با فرستادگان خدا، نداي حقيقت را براي سايرين نيز خاموش سازند.
* امروز نيز خداوند توسط كلام زندهاش و تعاليم كليسا و از راههاي ديگر با ما سخن ميگويد. آيا با قلبي باز، نداي او را ميشنويم؟ حتي اگر پيامبران را به دست خود نكشيم، آيا بستن قلبمان به تعاليم زنده خدا، همان نتيجه مرگبار را براي ما و سايرين به بار نميآورد؟