🔴 خوان کلام
🍂درهای بسته و زخمهای روشن
✝️بر اساس انجیل یوحنا ۲۰: ۱۹–۳۱
عیسی در میانِ آنها ظاهر میشود. نخستین کلام او پس از آنهمه خیانت، انکار و تنهاییِ روی صلیب، کلامِ سرزنش یا مؤاخذه نیست؛ او با لطافتی بینظیر میفرماید:
آرامش بر شما باد!
سپس، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان میدهد. رازِ شگرفِ رستاخیز اینجاست ، بدنِ قیامکرده و جلالیافتهی مسیح، هنوز نشانِ زخمها را بر خود دارد! زخمهای او محو نشدهاند، بلکه به چشمههای نور و نشانههای ابدیِ عشقِ خدا تبدیل گشتهاند.
اما توما، نمایندهی تمامِ انسانهای پرسشگر و خستهی تاریخ، در آن جمع غایب است. او به شهادتِ دیگران بسنده نمیکند و با قاطعیتی برآمده از درد میگوید:
تا نشانِ میخها را نبینم... هرگز ایمان نخواهم آورد.
هشت روز بعد، عیسی دوباره بازمیگردد؛ اینبار تنها برای شفایِ شکِ یک نفر. او توما را طرد نمیکند، بلکه او را به لمسِ عمیقترین زخمهایش دعوت میکند:
انگشتِ خود را اینجا بگذار... و دیگر بیایمان مباش، بلکه ایمان بیاور.
و آنجاست که باشکوهترین اعترافِ تاریخ از زبانِ یک قلبِ شککرده اما تسلیمشده جاری میشود:
ای خداوندِ من، و ای خدای من!
عیسی در پایانِ این دیدار، نگاهش را از توما میگیرد و در طولِ زمان به چشمانِ امروزِ ما میدوزد و میفرماید:
خوشا به حال آنان که ندیده، ایمان میآورند...