🔴 خوان کلام
🍂ایمانی که مرزها را در هم شکست
✝️بر اساس انجیل متی ۱۵: ۲۱–۲۸
زن با فریادی از اعماقِ جان التماس میکند:
خداوندا، ای پسر داوود، بر من رحم کن! دخترم بدجور گرفتار دیو است.
اما واکنشِ اولیه عیسی تکاندهنده است: سکوتِ مطلق. حتی شاگردان کلافه میشوند و میخواهند او را دور کنند. وقتی عیسی سرانجام سخن میگوید، کلامش به ظاهر سرد و مأیوسکننده است:
من فرستاده نشدهام جز برای گوسفندانِ گمشدهی خاندان اسرائیل.
و سپس با تشبیهی که در فرهنگ آن زمان مرسوم بود، میافزاید:
شایسته نیست نان فرزندان را بگیرند و پیش سگان بیندازند.
اما این زن در برابرِ این آزمونِ سختِ ایمان، نه میرنجد و نه عقب مینشیند. او با فروتنی و جسارتی بینظیر، از همان کلامِ عیسی پلی برای نجاتِ دخترش میسازد:
آری خداوندا، اما سگان نیز از خردههایی که از سفرهی اربابانشان میافتد، میخورند.
در اینجا، سکوت میشکند و قلبِ خداوندگار به وجد میآید. عیسی با تحسینی که در سراسرِ انجیل کمنظیر است، میفرماید:
ای زن، ایمان تو عظیم است! آنچه میخواهی برایت انجام شود.